تبلیغات
مشاعره - الف

اگر با پدر جنگ جوید کسی

پدر بی گمان خشم گیرد بسی

 

 

ادیم زمین، سفرهٔ عام اوست

چه دشمن بر این خوان یغما، چه دوست

 

 

از آن قطره لولوی لالا کند

وز این، صورتی سرو بالا کند

 

 

ازین هر یکی را یکی پایگاه

سزاوار بگزید و بنمود راه

 

 

اگر همچنین نیز پیمان کنی

نپیچی ز گفتار و فرمان کنی

 

 

از آن پس برآمد ز ایران خروش

پدید آمد از هر سویی جنگ و جوش

 

 

از ایران و از تازیان لشکری

گزین کرد گرد از همه کشوری

 

 

ازو بیش بر تخت شاهی که بود

بران رنج بردن چه آمدش سود

 

 

ازیشان دو بهره به افسون ببست

دگرشان به گرز گران کرد پست

 

 

 ازو اندر آمد همی پرورش

  که پوشیدنی نو بد و نو خورش