تبلیغات
مشاعره
جمعه 1391/10/8

مشاعره ی آنلاین

   نوشته شده توسط: محمد امین تورنگ    نوع مطلب :مشاعره ،

غریبی گرت ماست پیش آورد 
دو پیمانه آب است یک چمچه دوغ







جواب بالاترین بیت را دهید!


اگر از عناصر فنی و ظاهری شعر بگذریم،زمینه ی معنوی شعر،حاصل تجربه ی عاطفی یا اندیشه وخیالی است که شاعر در آفرینش شعر خود به کار گرفته است. 

  1. حماسی 
  2. غنایی 
  3. مدحی 
  4. تعلیمی 
  5. دینی 
  6. انتقادی 
  7. مرثیه 
  8. وصفی 
  9. قصصی 
  10. مناظره 
  11. عامیانه و محلی 
  12. هجو و مدح 
  13. مفاخره 
  14. ساقی نامه 
  15. شهر آشوب 
  16. پارودی 
  17. حبسیه 
  18. طنز و هزل و مطایبه 
  19. مناجات 
  20. گلایه 
  21. بث الشکوی 
  22. تهنیت
*انواع پس از شماره 11 انواع فرعی است
*در مطالب بعدی به بررسی هر کدام  از درونمایه های فوق می پردازیم


برچسب ها: انواع شعر ، درونمایه ، شعر ، انواع موضوع شعر ،

چهارشنبه 1393/04/11

قالب شعری

   نوشته شده توسط: محمد امین تورنگ    نوع مطلب :دستورات و قواعد ادبیات پارسی ،

قالب شعر به شکل شعر گفته می‌شود که بر دو نوع است: 
شکل ظاهری و شکل درونی (یا شکل ذهنی). شکل ظاهری که شامل وزن یا بی‌وزنی، تساوی مصرع‌ها و یا کوتاهی و بلندی آنها، قافیه‌ها : - در صورتی که قافیه‌ای وجود داشته باشد - و صداها و حرکات ظاهری کلمه می‌شود. 
قالب در شعر کلاسیک فارسی، شکل ظاهری است که قافیه به شعر می‌بخشد. طول هر مصرع، چیدمان هجاهای هر مصرع، تعداد ابیات، آرایش مصرع‌ها، قافیه آرایی آنها و حتی عاطفه انتقالی شاعر به خواننده دیگر عوامل تعیین کننده قالب ظاهری شعرند.
بیت : کمترین مقدار شعر یک بیت است. 
مصراع: هر بیت شامل دو قسمت است هریک از این بخش ها یک مصراع نام دارد کمترین مقدار سخن موزون یک مصراع است. 
وزن شعر: آهنگ خاصی که در تمام مصراعهای یک شعر یکسان است همان وزن شعر نامیده می شود. 
ردیف: کلمات هم معنی و مستقلی که در پایان مصراعها عیناً تکرار می شود ردیف نام دارد. شعری که ردیف دارد (مردّف) خوانده می شود. 
قافیه : کلمات هم آهنگ و هم وزن مصراعهای شعر را قافیه گویند.
ای ساربان آهسته ران کارام جانم می رود         وان دل که با خود داشتم با دلستانم می رود
                                                     قافیه      ردیف 

قافیه اجباری و ردیف اختیاری است ،ردیف همواره تابع قافیه است و بعد از آن می آید. 

مصرّع : بیتی که هر دو مصراع آن قافیه داشته باشد مصرّع نام دارد. 
قالب : شکلی که قافیه به شعر می بخشد قالب نام دارد . ( شعر سنتی قالب های متفاوتی دارد و شعر نیمایی (نو) قالب مشخصی ندارد.

قالب های شعری سنتی:
مثنوی : 
شعری است بر یك وزن با بیت های مصرع ، كه هر بیت قافیه ای جداگانه دارد . و چون هر بیت دارای دو قافیه است آن را مثنوی ( مزدوج یا دوتایی) نامیده اند . شعری که در آن هر بیت قافیه هایی مستقل و جدا از ابیات دیگر داشته باشد مثنوی ،یا دوگانی نام دارد. 
مثنوی به سبب امکان نوکردن قافیه در هر بیت برای سرودن منظومه های بلند مناسب تراست. مثنوی از قدیمترین قالبهای شعر فارسی و مخصوص زبان فارسی است و در همه ادوار از آن استفاده می شده است .
موضوع مثنوی :
حماسی و تاریخی : شاهنامه فردوسی،اسکندر نامه نظامی
اخلاقی و تعلیمی: بوستان سعدی 
عاشقانه و بزمی: خسرو شیرین نظامی، ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی 
عارفانه : مثنوی معنوی مولانا ، منطق الطیر ، عطار نیشابوری 

شکل گرافیکی قالب مثنوی: 
-----------------*         ------------------* 
-----------------+       -------------------+
-----------------#      ------------------- # 
-----------------&      ------------------- &

و یا :
مثنوی را می توان به شکل زیر تصویر کرد: 
......................الف      ...................... الف
...................... ب        ...................... ب 
...................... ج         ...................... ج 
...................... د          ...................... د 
سرودن مثنوی از قرن سوم و چهارم هجری آغاز شده است که از بهترین مثنوی ها می توان به شاهنامه فردوسی، حدیقه سنایی، خمسه نظامی و مثنوی مولوی اشاره کرد. 

مشخصات مثنوی :
1- تعداد ابیات مثنوی حداقل دو بیت است و حداكثر برای آن وجود ندارد .
2- مثنوی مناسب ترین قالب برای بیـان داستان ها و مطالب طولانی از جمله تواریخ و قصص است .
3- موضوع و درون مایه مثنوی حماسی ، تاریخی ، اخلاقی ، تعلیمی ، عاشقانه ، بزمی و عارفانه است .
مشهورترین مثنوی سرایان عبارتنداز : فردوسی ، نظامی ، اسدی توسی ، مولوی ، عطّار ، سعدی ، سنایی ، جامی ، پروین اعتصامی و شهریار .
نمونه ای از مثنوی از بوستان سعدی 
حکایت 
یکی گربه در خانه زال بود                      که برگشته ایام و بد حال بود
روان شد به مهمان سرای امیر                غلامان سلطان زدند شر به تیر 
چکان خونش از استخوان می دوید           همی گفت و از هول جان می دوید
اگر جستم از دست این تیر زن                 من و موش و ویرانه پیر زن 


غزل : 
"غزل" در لغت به معنی "حدیث عاشقی" است. در قرن ششم که قصیده در حال زوال بود "غزل" پا گرفت و در قرن هفتم رسما قصیده را عقب راند و به اوج رسید. در قصیده موضوع اصلی آن است که در آخر شعر "مدح" کسی گفته شود و در واقع منظور اصلی "ممدوح" است اما در غزل "معشوق" مهم است و در آخر شعر شاعر اسم خود را می آورد و با معشوق سخن می گوید و راز و نیاز می کند. این "معشوق" گاهی زمینی است اما پست و بازاری نیست و گاهی آسمانی است و عرفانی. 
ابیات غزل بین 5 تا 10 ییت دارد و دو مصراع اولین بیت و مصراع دوم بقیه ابیات هم قافیه اند.
شعری است بر یك وزن ویك قافیه به طوری كه مصراع اول بیت نخست ، با همه ی مصراع های دوم ابیات دیگر هم قافیه باشد . 
تذكر : نحوه ی تكرار قافیه در غزل همانند قصیده است .

موضوع غزل : درون مایه غزل عاشقانه، عارفانه یا آمیزه های از این دو است و یا مضمونی اجتماعی دارد. (بیان عواطف و احساسات وصف طبیعت یا گفت و گو از ایام جوانی) 
پیدایش غزل : غزل در قرن 6 هجری قمری رواج یافت بدین گونه که تغزل قصاید به صورت قالبی مستقل درآمد و غزل نام گرفت.
محتوای غزل در آغاز عاشقانه بود سپس عارفانه (قرن 7 و 8) و بدنبال آن در دوره مشروطیت جنبه اجتماعی به خود گرفت . غزل در روزگار ما نیز همواره از قالبهای درجه اول و محبوب شعر فارسی بوده است. 
تخلّص شاعری : شاعر در پایان غزل نام خود یا تخلص شاعری خویش را می آورد. 
غزل سرایان بزرگ شعر فارسی: شهریار- هراتی . رهی معیری . صائب تبریزی . حافظ . سعدی . مولوی . سنایی غزنوی

شکل گرافیکی قالب غزل :
-------------------*       -------------------*
-------------------         -------------------*
و یا : 
......................الف    ...................... الف 
...................... ب     ...................... الف 
...................... ج      ...................... الف 

مشخصات غزل :
1- تعداد ابیات غزل حداقل پنج بیت و حداكثر دوازده بیت است . ( گاهی غزل ها بیش از پانزده بیت هم یافت می شود . ) 
2- درون مایه و محتوای غزل بیان عواطف و احساسات ، عشق و عرفان و گاهی هم مضمون اجتماعی می باشد .
3- بیت اوّل غزل را مطلع بیت آخر آن را مقطع گویند . ( كه هر كدام اگر به خوبی مطرح شوند حسن مطلع و حسن مقطع نام می گیرند . )
4- در غزل تنوع مطالب ممكن است . ( یعنی موضوع هر بیت می تواند با ابیات دیگر فرق داشته باشد.)
5- غزل از قرن ششم به وجود آمده است . ( در واقع همان تغزل قصیده است ) از آغاز پیدایش ، عاشقانه و با ظهور سنایی عارفانه می شود . ) 
6- با ظهور انقلاب مشروطه ، غزل مضمون اجتماعی نیز به خود می گیرد . 
نكته : غزل عاشقانه را سعدی و غزل عارفانه را مولوی به اوج خود رساندند 
حافظ كه سر آمد غزل سرایان شعر فارسی است ، شیوه ی عاشقانه – عارفانه را به كمال رساند . 
مشهورترین غزل سرایان عبارتنداز : حافظ ، سعدی ، مولوی ، صائب تبریزی ، عراقی ، فرخی یزدی ، رهی معیری ، شهریار و ... 

فرق غزل و قصیده :
1- از نظر تعداد ابیات
2- درون مایه و محتوای
3- وحدت موضوع نكته : اگر شاعر بیت نخست مطلع غزل و قصیده خود را زیبا و دلپسند بیاورد ، از آن به حسن مطلع تعبیـر می شود به طوری كه شنونـده برای شنیدن باقی سخـن تشـویق گردد .
نكته : اگر شاعر بیت آخر شعرش را ( معمولاً قصیده یا غزل ) به نحوی شیوا و دلنشین بیاورد كه به عنوان حسن ختام در روح شنونده و خواننده اثر نیك و خوش باقی بگذارد ، از آن به حسن مقطع تعبیر می شود .
نمونه ای از غزل حافظ: 
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی 
دایم گل این بستان شاداب نمیماند 
دریاب ضعیفان را در وقت توانایی
دیشب گله زلفش با باد همی کردم 
گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی 
صد باد صبا این جا با سلسله میرقصند 
این است حریف ای دل تا باد نپیمایی
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی
یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم 
رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی 
ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست
شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی 
ای درد توام درمان در بستر ناکامی 
و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی 
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی
فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست 
کفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی 
زین دایره مینا خونین جگرم می ده 
تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی 
حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد
شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی 

قصیده : 
شعری است که مصراع اول و مصراعهای زوج آن با هم هم قافیه است و تعداد ابیات آن از پانزده بیت بیشتر است (تا هفتاد و هشتاد بیت) 
موضوع قصیده: غالباً ستایش ، نکوهش وصف طبیعت با مسائل اخلاقی است. 
هر قصیده چهار بخش دارد: 
الف) تغزل : مقدمه قصیده است بامضامینی چون عشق ، یاد جوانی و وصف طبیعت 
ب) تخلص: رابطه میان مقدمه باتنه اصلی قصیده است.
ج) تنه اصلی: مقصود اصلی شاعر با محتوایی چون مدح ،رثا، پند و اندرز، عرفان ، حکمت و... 
د) شریطه: دعای جاودانگی ممدوح در پایان قصیده است.
مطلع: بیت اول قصیده را گویند. 
مقطع: بیت آخر قصیده را گویند. به گفته ای قصیده مهمترین قالب شعری است چون میزان قوت و توانمندی شاعر را در شاعری می سنجد. 
قصیده سرایان بزرگ شعر فارسی: رودکی ، فرخی سیستانی ، منوچهری،ناصر خسرو،مسعود سعد سلمان،انوری ،خاقانی قاآنی، ملک الشّعرای بهار، دکتر مهدی حمیدی ، امیری فیروزکوهی، و مهرداد اوستا 

شکل گرافیکی قالب قصیده همانند غزل است .
نمونه ای از قصیده 
قصیده "بهاریه" فرخی شامل صد و بیست و پنج بیت و در مدح سلطان محمود غزنوی است که برای نمونه ابیاتی از آن نقل می شود: 
بهار تازه دمید، ای به روی رشک بهار 
بیا و روز مرا خوش کن و نبید بیار 
همی به روی تو ماند بهار دیبا روی
همی سلامت روی تو و بقای بهار
رخ تو باغ من است و تو باغبان منی 
مده به هیچکس از باغ من، گلی، ز نهار! 
به روز معرکه، بسیار دیده پشت ملوک 
به وقت حمله، فراوان دریده صف سوار
همیشه عادت او بر کشیدن اسلام 
همیشه همت او نیست کردن کفار
عطای تو به همه جایگه رسید و، رسد
بلند همت تو بر سپهر دایره وار
کجا تواند گفتن کس آنچه تو کردی 
کجا رسد بر کردارهای تو گفتار؟
تو آن شهی که ترا هر کجا شوی، شب و روز
همی رود ظفر و فتح، بر یمین و یسار 
خدایگان جهان باش، وز جهان برخور 
به کام زی و جهان را به کام خویش گذار 

طول قصیده از 15 بیت تا 60 بیت می تواند باشد. 

دوبیتی 
قالب شعری است که از دو بیت با قافیه هایی در مصراعهای اول ،دوم و چهارم درست شده است. 
- وزن دوبیتی: وزن دوبیتی معمولاً مفاعیلن ،مفاعیلن، مفاعیل است و با رباعی فرق دارد. 
- روش تشخیص رباعی از دو بیتی : 1- وزن 2- موضوع 
- دوبیتی را در فارسی ((ترانه)) هم می گویند.
- موضوع دوبیتی : موضوع دوبیتی عارفانه و عاشقانه است.
- دوبیتی را بهترین قالب شعری در نزد روستاییان خوش ذوق و خوش لهجه است.
- معروفترین شاعران دوبیتی گو: بابا طاهر عریان و فایز دشتستانی
- شکل گرافیکی قالب دوبیتی :  دو بیت هم وزن است كه از نظر شكل قافیه همانند رباعی است . 
نمودار دوبیتی :
..................*      ......................* 
..................         ....................* 
نمونه:
ز دست دیده و دل هر دو فریاد               هر آنچه دیده بیند دل کند یاد 
بسازم خنجری نیشش ز فولاد                زنم بر دیده تا دل گردد آزاد 

رباعی : 
"رباعی" از کلمه ی "رباع" به معنی "چهارتایی" گرفته شده است. 
"رباعی" شعری است چهار مصراعی که بر وزن "لاحول و لاقوة الابالله" سروده می شود.
سه مصراع اول رباعی تقریباً مقدمه ای برای منظور شاعر هستند و حرف اصلی در مصراع چهارم گفته می شود. 
قالبی ویژه­ ی شعرهای ایرانی است که چهار مصراع دارد و معمولا مصراع سوم آن قافیه ندارد. محتوای رباعی­ها بیشتر عارفانه، عاشقانه یا فلسفی است. خیام بزرگ­ترین رباعی سرای جهان است. 

شکل رباعی
------------×           ------------× 
------------             ------------× 

نمونه هایی از رباعی: 
هر سبزه که بر کنار جویی رسته است     ----    گویی زلب فرشته خویی رسته است
پا بر سر سبزه تا به خواری ننهی            ----     کان سبزه ز خاک لاله رویی رسته است         (خیام) 


ترجیع بند : 
غزل­ هایی است هم وزن با قافیه ­های متفاوت که بیت یکسان مُصرَّعی آن­ها را به هم می­پیوندند. به هر غزل یک «خانه» یا «رشته» و به بیت تکراری میان آن­ها «ترجیع» یا «برگردان» می­گویند.
قالب ترجیع بند ویژه­ی شعر فارسی است. درون مایه ­های ترجیع بند عشق، مدح و عرفان است. 

شکل ترجیع بند
------------×       ------------× 
------------        ------------× 
------------       ------------× 
------------# 
------------#
------------+    ------------+ 
------------       ------------+ 
------------      ------------+ 
------------#
------------#
نمونه ای از ترجیع بند از دیوان سعدی 
دردا که به لب رسید جانم ----- آوخ که ز دست شد عنانم 
کس دید چو من ضعیف هرگز ----- کز هستی خویش در گمانم 
پروانه ام اوفتان و خیزان ----- یکبار بسوز و وارهانم 
گر لطف کنی به جای اینم ----- ورجور کنی سرای آنم
بنشینم و صبر پیش گیرم ----- دنباله کار خویش گیرم 
زان رفتن و آمدن چگویم ----- می آیی و می روم من از هوش 
یاران به نصیحتم چه گویند ----- بنشین و صبور باش و مخروش
ای خام، من این چنین در آتش ----- عیبم مکن ار برآورم جوش
تا جهد بود به جان بکوشم ----- و آنگه به ضرورت از بن گوش 
بنشینم و صبر پیش گیرم ----- دنباله ی کار خویش گیرم 
ای بر تو قبای حسن چالاک ----- صد پیرهن از جدائیت چاک 
پیشت به تواضع است گویی ----- افتادن آفتاب بر خاک 
ما خاک شویم و هم نگردد ----- خاک درت از جبین ما پاک
مهر از تو توان برید هیهات ----- کس بر تو توان گزید حاشاک 
بنشینم و صبر پیش گیرم ----- دنباله ی کار خویش گیرم 

مستزاد :
شعری است که به آخر هر مصراع آن واژه یا واژه­ هایی افزوده شود. افزوده­ های معنی مصراع پیشین و یا پسین خود را کامل می­ کنند. 

هرکه گدای در مُشکوی توست          پادشاست 
شه که به همسایگی کوی توست     چون گداست 


قطعه : شعری است حداقل دو بیت که معمولا مصراع­های زوج آن هم قافیه است. محتوای قطعه بیشتر اخلاقی، اجتماعی، آموزشی و تعلیمی، مدح و هجو است.
شکل قطعه 
------------    ------------×
------------    ------------× 
------------    ------------× 
------------    ------------×

"قطعه" شعری است که معمولاً مصراع های اولین بیت آن هم قافیه نیستند ولی مصراع دوم تمام ادبیات آن هم قافیه اند. طول قطعه دو بیت یا بیشتر است.
قطعه را بیشتر در بیان مطالب اخلاقی و تعلیمی و مناظره و نامه نگاری بکار می برند. قدیمی ترین قطعه ها مربوط به ابن یمین است و از بین شاعران معاصر پروین اعتصامی نیز بیشتر اشعارش را در قالب قطعه سروده است. پروین اعتصامی مناظره های زیادی در قالب قطعه دارد از قبیل مناظره نخ و سوزن، سیر و پیاز و ...... 

شکل تصویری قطعه به شکل زیر است: 
علت اسم گذاری قطعه این است که شعری با قالب قطعه مانند آن است که از وسط یک قصیده برداشته شده باشد و در واقع قطعه ای از یک قصیده است. 
نشنیده ای که زیر چناری کدوبنی ----- بررست و بردمید بر او بر، به روز بیست 
پرسیدازچنار که توچند روزه ای؟ ----- گفتا چنار سال مرا بیشتر ز سی است 
خندید پس بدو که من از تو به بیست روز ----- برتر شدم بگوی که این کاهلیت چیست؟ 
او را چنارگفت که امروز ای کدو ----- باتو مراهنوز نه هنگام داوری است
فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان ----- آنگه شود پدید که نامرد و مرد کیست!!!        (انوری) 

مُسَمَّط : 
شعری است که از رشته ­های گوناگون پدید می­آید. قافیه­ ی رشته­ ها متفاوت است و در هر رشته همه­ ی مصراع­ ها به جز مصراع آخر هم قافیه­اند. به هر بخش رشته می­گویند و به مصراع آخر هر رشته، بند گویند. در ضمن تمام بندها با هم هم قافیه می­باشند. 
شکل مسمط 
------------+ ------------+
------------+ ------------+ رشته
------------+ ------------# بند 
------------× ------------× 
------------× ------------× رشته 
------------× ------------# بند 


برچسب ها: قالب شعر ، مثنوی ، رباعی ، دوبیتی ، قطعه ، شعر ، مسمط ،

چهارشنبه 1393/04/11

بز ملاحسن

   نوشته شده توسط: محمد امین تورنگ    نوع مطلب :اشعار کهن ،اشعار نو ،

نیما یوشیج ( آوای آزاد )
بز ملاحسن
بز ملا حسن مسئله گو
 چو به ده از رمه می کردی رو
 داشت همواره به همره پس افت
 تا سوی خانه ،‌ ز بزها ، دو سه جفت
 بز همسایه ،‌بز مردم ده
 همه پر شیر و همه نافع و مفت
 شاد ملا پی دوشیدنشان
 جستی از جای و به تحسین می گفت
مرحبا بز بزک زیرک من
 که کند سود من افزون به نهفت
 روزی آمد ز قصا بز گم شد
 بز ملا به سوی مردم شد
جست ملا ،‌ کسل و سرگردان
همه ده ، خانه ی این خانه ی آن
 زیر هر چاله و هر دهلیزی
 کنج هر بیشه ،‌به هر کوهستان
دید هر چیز و بز خویش ندید
 سخت آشفت و به خود عهد کنان
گفت : اگر یافتم این بد گوهر
 کنمش خُرد سراسر استخوان
 ناگهان دید فراز کمری
 بز خود را از پی بوته چری
رفت و بستش به رسن ،‌زد به عصا
 بی مروت بز بی شرم و حیا
 این همه آب و علف دادن من
عاقبت از توام این بود جزا
که خورد شیر تو را مردم ده ؟
بزک افتاد و بر او داد ندا
شیر صد روز بزان دگر
 شیر یک روز مرا نیست بها ؟
یا مخور حق کسی کز تو جداست
 یا بخور با دگران آنچه تراست


برچسب ها: شعر ، بز ، ملا ، خانه نیما یوشیج ( آوای آزاد ) مجموعه اشعار بز ملاحسن بز ملا حسن مسئله گو چو به ده از رمه می کردی رو داشت همواره به همره پس افت تا سوی خانه ، ‌ ز بزها ، دو سه جفت بز همسایه ، ‌بز مردم ده همه پر شیر و همه نافع و مفت شاد ملا پی دوشیدنشان جستی از جای و به تحسین می گفت مرحبا بز بزک زیرک من که کند سود من افزون به نهفت روزی آمد ز قصا بز گم شد بز ملا به سوی مردم شد جست ملا ،

چهارشنبه 1393/04/11

گل نازدار

   نوشته شده توسط: محمد امین تورنگ    نوع مطلب :اشعار نو ،

سود گرت هست گرانی مکن
 خیره سری با دل و جانی مکن
آن گل صحرا به غمزه شکفت
صورت خود در بن خاری نهفت
صبح همی باخت به مهرش نظر
 ابر همی ریخت به پایش گهر
باد ندانسته همی با شتاب
 ناله زدی تا که براید ز خواب
 شیفته پروانه بر او می پرید
 دوستیش ز دل و جان می خرید
 بلبل آشفته پی روی وی
 راهی همی جست ز هر سوی وی
 وان گل خودخواه خود آراسته
 با همه ی حسن به پیراسته
 زان همه دل بسته ی خاطر پریش
 هیچ ندیدی به جز از رنگ خویش
شیفتگانش ز برون در فغان
 او شده سرگرم خود اندر نهان
 جای خود از ناز بفرسوده بود
 لیک بسی بیره و بیهوده بود
 فر و برازندگی گل تمام
 بود به رخساره ی خوبش جرام
 نقش به از آن رخ برتافته
 سنگ به از گوهرنایافته
 گل که چنین سنگدلی برگزید
عاقبت از کار ندانی چه دید
 سودنکرده ز جوانی خویش
خسته ز سودای نهانی خویش
آن همه رونق به شبی در شکست
تلخی ایام به جایش نشست
 از بن آن خار که بودش مقر
 خوب چو پژمرد برآورد سر
 دید بسی شیفته ی نغمه خوان
 رقص کنان رهسپر و شادمان
 از بر وی یکسره رفتند شاد
راست بماننده ی آن تندباد
 خاطر گل ز آتش حسرت بسوخت
 ز آن که یکی دیده بدو برندوخت
هر که چو گل جانب دل ها شکست
 چون که بپژمرد به غم برنشست
دست بزد از سر حسرت به دست
 کانچه به کف داشت ز کف داده است
چون گل خودبین ز سر بیهشی
دوست مدار این همه عاشق کشی
یک نفس از خویشتن آزاد باش
 خاطری آور به کف و شاد باش
 
                                                       نیما


برچسب ها: خانه نیما یوشیج ( آوای آزاد ) مجموعه اشعار گل نازدار سود گرت هست گرانی مکن خیره سری با دل و جانی مکن آن گل صحرا به غمزه شکفت صورت خود در بن خاری نهفت صبح همی باخت به مهرش نظر ابر همی ریخت به پایش گهر باد ندانسته همی با شتاب ناله زدی تا که براید ز خواب شیفته پروانه بر او می پرید دوستیش ز دل و جان می خرید بلبل آشفته پی روی وی راهی همی جست ز هر سوی وی وان گل خودخواه خود آراسته با همه ی حسن به پیراسته زان همه دل بسته ی خاطر پریش هیچ ندیدی به جز از رنگ خویش شیفتگانش ز برون در فغان او شده سرگرم خود اندر نهان جای خود از ناز بفرسوده بود لیک بسی بیره و بیهوده بود فر و برازندگی گل تمام بود به رخساره ی خوبش جرام نقش به از آن رخ برتافته سنگ به از گوهرنایافته گل که چنین سنگدلی برگزید عاقبت از کار ندانی چه دید سودنکرده ز جوانی خویش خسته ز سودای نهانی خویش آن همه رونق به شبی در شکست تلخی ایام به جایش نشست از بن آن خار که بودش مقر خوب چو پژمرد برآورد سر دید بسی شیفته ی نغمه خوان رقص کنان رهسپر و شادمان از بر وی یکسره رفتند شاد راست بماننده ی آن تندباد خاطر گل ز آتش حسرت بسوخت ز آن که یکی دیده بدو برندوخت هر که چو گل جانب دل ها شکست چون که بپژمرد به غم برنشست دست بزد از سر حسرت به دست کانچه به کف داشت ز کف داده است چون گل خودبین ز سر بیهشی دوست مدار این همه عاشق کشی یک نفس از خویشتن آزاد باش خاطری آور به کف و شاد باش ، نیما ، نیمایوشیج ، شعر نو ، مشاعره ، شعر ، گل ناز دار ،

دوشنبه 1393/04/2

اشعار مورد علاقه ی شما

   نوشته شده توسط: محمد امین تورنگ    نوع مطلب :اشعار مورد علاقه ی شما ،

شعر های مورد علاقه ی خود را در بخش {اشعار من}قرار دهید تا دیگران نیز از آن لذت ببرند


جمعه 1391/10/15

در بیان صبر

   نوشته شده توسط: محمد امین تورنگ    نوع مطلب :اشعار کهن ،

تا شوی در روزگار از صابران
رو مکن از دیدن سختی گران
روی خود گر ترش سازی از بلا
خویش را از صابران مشمار هلا
در بلا وقتی که صابر نیستی
نزد اهل صدق شاکر نیستی
بی شکایت صبر تو باشد جمیل
با کسی کم کن شکایت ای خلیل
گر نباشد فخر از درویشیت
کی باهل فقر باشد خویشیت
گر همه جنبش بفرمان باشدت
حرمت از خدمت فراوان باشدت
بنده از خدمت بعقبی می‌رسد
لیکن از حرمت بمولی می‌رسد
حرمتت در خدمت آرام دلست
هر که خدمت کرد مرد مقبلست
گر نگردی ای پسر گرد خلاف
آنگهی زیبد ترا در صبر لاف
گر همی داری فرح را انتظار
در بلا نبود بصیرت هیچ کار
                                             عطار



برچسب ها: مشاعره ، شعر نو ، شعر ، شعر سپید ، مشاعره آنلاین ، سرگرمی ، اشعار ،

جمعه 1391/10/15

شب که ز گریه می‌کنم دجله کنار خویش را

   نوشته شده توسط: محمد امین تورنگ    نوع مطلب :اشعار کهن ،

شب که ز گریه می‌کنم دجله کنار خویش را

می‌افکنم به بحر خون جسم نزار خویش را

باد سمند سر گشت بر تن خاکیم رسان

پاک کن از غبار من راهگذار خویش را

بر سردار چون روم بار تو بر دل حزین

در گذرانم از ثریا پایهٔ دار خویش را

در دل خاک از غمت آهی اگر برآورم

شعلهٔ آتشی کنم لوح مزار خویش را

ای همه دم ز عشوه‌ات ناوک غمزه در کمان

بهر خدا نوازشی سینهٔ فکار خویش را

گر نکشیدی آن صنم زلف مسلسل از کفم

بند به پا نهادمی صبر و قرار خویش را

محتشم از تو جذبه‌ای می‌طلبم که آوری

بر سر من عنان کشان شاه سوار خویش را

                                                           محتشم کاشانی


جمعه 1391/10/15

فیض نور خداست در دل ما

   نوشته شده توسط: محمد امین تورنگ    نوع مطلب :اشعار کهن ،

فیض نور خداست در دل ما

از دل ماست نور منزل ما

نقل ما نقل حرف شیرینش

یاد آن روی شمع محفل ما

در دل از دوست عقدهٔ مشکل

در کف اوست حلّ مشکل ما

تخم محنت بسینهٔ ما کشت

آنکه مهرش سرشته در گل ما

سالها در جوار او بودیم

سایهٔ دوست بود منزل ما

در محیط فراق افتادیم

نیست پیدا کجاست ساحل ما

مهر بود و وفا که میکشتیم

از چه جور و جفاست حاصل ما

دست و پا بس زدیم بیهوده

داغ دل گشت سعی باطل ما

دل بتیغ فراق شد بسمل

چند خواهد طپید بسمل ما

چونکه خواهد فکند در پایش

سر ما دستمزد قاتل ما

طپش دل زشوق دیدار است

به از این چیست فیض حاصل ما

در سفر تا بکی تپد دل ما

نیست پیداکجاست منزل ما

بوی جان میوزد در این وادی

ساربانا بدار محمل ما

هر کجا میرویم او با ماست

اوست در جان ما و در دل ما

جان چو هاروت و دل چو ماروتست

زاسمان اوفتاده در گل ما

زهرهٔ ماست زهرهٔ دنیا

شهواتست چاه بابل ها

از الم های این چه بابل

نیست واقف درون غافل ما

کچک درد تا بسر نخورد

نرود فیل نفس کاهل ما

فیض از نفس خویشتن ما را

نیست ره سوی شیخ کامل ما                                                                                         

فیض کاشانی

 

 


تعداد کل صفحات: 28 1 2 3 4 5 6 7 ...