تبلیغات
مشاعره - حکایت بط
جمعه 1391/10/8

حکایت بط

   نوشته شده توسط: محمد امین تورنگ    نوع مطلب :اشعار کهن ،

بط به صد پاکی برون آمد ز آب
در میان جمع با خیر الثیاب
گفت در هر دو جهان ندهد خبر
کس ز من یک پاک‌روتر پاک‌تر
کرده‌ام هر لحظه غسلی بر صواب
پس سجاده باز افکنده بر آب
همچو من بر آب چون استد یکی
نیست باقی در کراماتم شکی
زاهد مرغان منم با رای پاک
دایمم هم جامه و هم جای پاک
من نیابم در جهان بی‌آب سود
زانک زاد و بود من در آن بود
گرچ در دل عالمی غم داشتم
شستم از دل کاب هم دم داشتم
آب در جوی منست اینجا مدام
من به خشکی چون توانم یافت کام
چون مرا با آب افتادست کار
از میان آب چون گیرم کنار
زنده از آبست دایم هرچ‌هست
این چنین از آب نتوان شست دست
من ره وادی کجا دانم برید
زانک با سیمرغ نتوانم پرید
آنک باشد قلهٔ آبش تمام
کی تواند یافت از سیمرغ کام
هدهدش گفت ای به آبی خوش شده
گرد جانت آب چون آتش شده
در میان آب خوش خوابت ببرد
قطرهٔ آب آمد و آبت ببرد
آب هست از بهر هر ناشسته روی
گر تو بس ناشسته رویی آب جوی
چند باشد همچو آب روشنت
روی هر ناشسته رویی دیدنت
                                                          عطار



liquid viagra kamagra
یکشنبه 1398/03/19 07:01

I'm gone to tell my little brother, that he should also go to see this blog on regular basis to obtain updated from most up-to-date gossip.
where to buy generic viagra reviews
شنبه 1398/03/18 13:39

With havin so much written content do you ever run into any issues of plagorism or copyright infringement? My blog has a lot of exclusive content I've either authored myself or outsourced but it seems a lot of it is popping it up all over the internet without my authorization. Do you know any techniques to help prevent content from being ripped off? I'd certainly appreciate it.
stacylandstrom.hazblog.com
چهارشنبه 1396/03/3 19:03
Fine way of telling, and good piece of writing to take facts concerning my
presentation topic, which i am going to convey in school.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر