تبلیغات
مشاعره - حبسیه و بررسی آن
چهارشنبه 1393/04/11

حبسیه و بررسی آن

   نوشته شده توسط: محمد امین تورنگ    نوع مطلب :دستورات و قواعد ادبیات پارسی ،

حبسیه 

حبسیه بیشتر از موضوعات شعری است تا از انواع ادبی به هر حال حبسیه از فروع ادب غنائی است و در آن شاعر اندوه و رنج خود را از زندان توصیف می کند. 

نخستین و بیشترین حبسیه ها در دیوان مسعود سعد سلمان دیده می شود و بعد از او نیز شاعرانی که به زندان رفتند حبسیه سرودند. چنان که خاقانی چند حبسیه فرا دارد و در عصر ما شاعر استاد ملک الشعرای بهار نیز چند حبسیه سروده است. 

زندان نای 

نالم به دل چو نای من اندر حصار نای ----- پستی گرفت همّت من زین بلند جای 

آرد هوای نای مرا ناله های زار ----- جز ناله های زار چه آرد هوای نای 

گردون به درد و رنج مرا کشته بود اگر ----- پیوند عمر من نشدی نظم جانفزای 

نه نه ! ز حصن نای بیفزود جاه من ----- داند جهان که مادر ملک است حصن نای 

من چون ملوک سر ز فلک برگذاشته ----- زی زهره برده دست و به مه برنهاده پای 

از دیده گاه پاشم دُرهای قیمتی ----- وز طبه گه خرامم در باغ دلگشای 

نظمی به کامم اندر چون باده لطیف ----- خطّی به دستم اندر چون زلف دلربای 

ای در زمانه راست نگشته مگوی کژ ----- وی پخته ناشده به خرد، خام کم درای 

امروز پست گشت مرا همّت بلند ----- زنگار غم گرفت مرا تیغ غم زدای 

از رنج تن تمام نیارم نهاد پی ----- وز درد دل بلند نیارم کشید وای 

گیرم صبور گردم بر جای نیست دل ----- گویم برسم باشم هموار نیست رای 

عونم نکرد همّت دور فلک نگار ----- سودم نداد گردش جام جهان نمای 

کاری ترست بر دل و جانم بلا و غم ----- از رُمح آبداده و از تیغ سرگرای 

چون پشت بینم از همه مرغان درین حصار ----- ممکن بود که سایه کند بر سرم همای؟ 

گردون چه خواهد از من بیچاره ی من ضعیف ----- گیتی چه خواهد از من درمانده گدای 

گر شیر شرزه نیستی ای فضل کم شکر ----- ور مار گرزه نیستی ای عقل کم گزای 

ای محنت ارنه کوه شدی ساعتی بُرو ----- وی دولت ار نه باد شدی لحظه یی بپای 

ای تن جزع مکن که مجازی است ای نجهان ----- وی دل غمین مشو که سپنجی است این سرای 

گر عز و مُلک خواهی ، اندر جهان مدار----- جز صبر ور جز قناعت دستور و رهنمای 

ای بی هنر زمانه مرا پاک در نورد ----- وی کور دل سپهر مرا نیک برگرای 

ای روزگار هر ش ب و هر روز از حسد ----- دَه چَه ز محنتم کن و ده دَر ز غم گشای 

در آتش شکیبم چون گل فروچکان ----- بر سنگ امتحانم چون زر بیازمای 

از بهر زخم گاه چو سیمم فروگُذار ----- وز بهر حبس گاه چو مارم همی فسای 

ای اژدهای چرخ دلم بیشتر بخور ----- وی آسیای چرخ تنم نیک تر بسای 

ای دیده سعادت، تاری شو و مبین ----- وی مادر امید سترون شو و مزای 

مسعود سعد! دشمن فضل است روزگار ----- این روزگار شیفته را فضل کم نمای

 


برچسب ها: حبس ، حبسیه ، بررسی ، شعر ، حبسیه و بررسی آن ، ادبیات ،

http://alleentorred.wordpress.com
سه شنبه 1396/03/2 05:56
Generally I don't learn post on blogs, however I would like to say that this write-up very compelled me to try and do so!
Your writing style has been amazed me. Thanks, very nice post.
BHW
جمعه 1396/02/1 14:15
Fine way of telling, and pleasant article to obtain facts regarding my presentation subject matter, which i am
going to present in academy.
manicure
یکشنبه 1396/01/20 20:13
It is not my first time to go to see this web page, i am
visiting this website dailly and get good data from here every day.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر