تبلیغات
مشاعره - صنایع ادبی1
چهارشنبه 1393/04/11

صنایع ادبی1

   نوشته شده توسط: محمد امین تورنگ    نوع مطلب :دستورات و قواعد ادبیات پارسی ،

آرایه تشبیه : 

ادعای همانندی و شباهت دو یا چند چیز است . تشبیه دارای چند پایه یا رکن است

شی اول که قصد داریم آن را به چیزی مانند کنیم مشبه است و شی دوم یا کسی که مشبه به آن

چیز مانند می شود مشبه به است و واژه ای که پیوند آن ها را برقرار می کند  ادات تشبیه

است و صفتها و ویژگی که در هردو هم مشبه و هم مشبه به دیده می شود را وجه شبه می

گویند .

مثال 1 :

دانا چو طبله طبار است خاموش و هنر نمای

  مشبه  ادات تشبیه    مشبه به  وجه شبه 

مثال 2 :

گرت ز دست برآید چو نخل باش کریم                   ورت به دست نیاید چو سرو باش آزاد

مشبه(تو)   ادات تشبیه(چو)   مشبه به(نخل)     وجه شبه (كریم بودن)

مشبه(تو)   ادات تشبیه(چو)   مشبه به(سرو)    وجه شبه(آزاد بودن)


استعاره:

استعاره نوعی تشبیه است كه در آن دو چیز را به یکدیگر تشبیه می کنند، آن گاه «مشبه» را حذف و «مشبه به» را به جای آن به کار می برند.

 به مثال زیر دقت کنید:

 «عَمرو مانند کوه آهنین به میدان جنگ آمد.»

در این مثال، عمرو (پهلوان معروف عرب) مشبه است که به کوه آهنین (مشبه به) تشبیه شده است؛ اما در بیت زیر مشبه (عمرو) حذف شده است و مشبه به (کوه آهنین) در جایش قرار گرفته؛ بنابراین در بیت زیر کوه آهنین، استعاره از عمرو است


تشخیص:
تشخّص  (شخصیت بخشی) : هرگاه با نسبت دادن عمل، حالت و یا صفت انسانی به یک پدیده (غیرانسانی ) به آن جلوه ای انسانی ببخشیم، آرایه ی تشخص پدید می آید.
مثال:
 آن همه ناز تنّعم که خزان می فرمود / عاقبت در قدم باد بهار آخر شد صبح امید که بُد معتکف پرده غیب  / گو برون آی که کار شب تار آخر شد   (حافظ )


مجاز:

 مجاز به کاربردن واژه است درمعنایی غیرحقیقی به شرط آن که میان معنی حقیقی و معنی غیر حقیقی پیوندی برقرار باشد. به تعبیر دیگر به کار رفتن واژه ای است در غیر معنی حقیقی، به شرط وجود علاقه و قرینه.  مثلا هنگامی که می گوییم :« جهان انجمن شد بر تخت اوی » مراد ازجهان، مردم جهان است.

علاقه چیست؟

پیوند و تناسبی است که میان حقیقت و مجاز وجود دارد.  

قرینه چیست؟

نشانه ای است که ذهن را از حقیقت باز می دارد و آن را به جستجوی معنی مجازی برمی انگیزد.


سجع :

 آوردن كلماتی در پایان جمله های نثر كه در وزن یا حرف یا هر دو ( وزن و حرف آخر ) با هم یكسان باشد .

نكته 1 : سجع در كلامی دیده می شود كه حداقل دو جمله باشد یا دو قسمت باشد .

نكته 2 : سجع باعث آهنگین شدن نثر می شود به گونه ای كه دو یا چند جمله را هماهنگ سازد .

نكته 3 : سجع در نثر حكم فافیه در شعر را دارد .

نكته 4 : اگر در پایان جمله ها كلمات تكراری وجود داشته باشد ، سجع پیش از آن می آید .

مثال :      الهی اگر بهشت چون چشم و چراغ است        بــی دیــدار تــو درد و داغ اســت

نكته 5 : گاهی در جملات مسجّع ممكن است افعال به قرینه ی لفظی یا معنوی حذف شوند .

مثال 1 : منت خدای را عـزووجل كه طاعتـش موجب قـربت است و به شكر اندرش مزید نعمت . ( فعل « است » به قرینه ی لفظی حذف شده است . )

مثال 2 : خـلاف راه صواب است و نقض رای اولـوالالباب « است » (حذف لفظی ) كه ذوالفقـار علی در نیـام ( باشد ) و زبان سعدی در كام « باشد » ( حذف معنوی ) .

توضیح : فعل « باشد » در دو جمله ی پایانی به قرینه ی معنوی حذف شده است .

توجه : به نثر مسجّع ، نثر آهنگین نیز می گویند .                                                

                                                      «  انواع سجع »

الف ) سجع متوازن : آن است كه كلمات سجع فقط در وزن اشتراك داشته دارند .

مثال : ملك بی دین باطل است و دین بی ملك ضایع .

توضیح : هر دو كلمه دارای دو هجای بلند می باشند لذا هم وزن اند .

مثال : طالب علم عزیز است و طالب مال ذلیل .

توضیح : دو كلمه ی « عزیز » و « ذلیل » دارای دو هجا ، یكی كوتاه و یكی كشیده هستند . لذا در وزن یكسانند .

ب ) سجع مطرف : آن است كه كلمات سجع فقط در حرف یا حروف پایانی با هم اشتراك دارند .

مثال : محبت را غایت نیست از بهر آنكه محبوب را نهایت نیست .

توضیح : كلمه ی « غایت » دارای دو هجا و كلمه ی « نهایت » دارای سه هجا می باشد پس دو كلمه هم وزن نیستند بلكه فقط در حرف آخر مشترك اند .

ج ) سجع متوازی : به سجعی گفته می شود كه كلمات سجع هم در حرف پایانی و هم در وزن یكسان می باشند .

مثال : باران رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی دریغش همه جا كشیده .

كلمات مورد نظر دارای سه هجا  و حرف پایانی یكسان می باشند


تعریف جناس : جناس به معنای آوردن کلماتی با تلفظ نزدیک به یکدیگر است.جناس انواع دارد . 

الف) جناس تام  : کلمات ،  لفظ یکسان و معنای متفاوتی دارند. مانند : شیر ،  شیر – گور ، گور 

بهرام که گور می گرفتی همه عمر               دیدی که چگونه گور بهرام گرفت    

 گور در مصرع اول به معنی گورخر  ، و در مصراع دوم به معنی قبر است.

 

ب ) جناس ناقص یا محرّف : اختلاف در  حرکت دو کلمه است. گُل ، گِل 

سرشک گوشه گیران  چو دَریابند ، دُر یابند              رُخِ مهر از سحرخیزان  نَگردانند  اگر دانند  

 

ج ) جناس زائد : دراین جناس ، یکی از کلمات ، یک حرف  اضافه داشته باشد . مانند : طاعت ، اطاعت  /  عادل ، معادل 

*** گاهی ممکن است ، حرف اضافه در وسط قرار بگیرد و یا در آخر بیاید. مانند :  قامت ، قیامت    / روا ، روان

 

د ) جناس مرکب : جناسی است که از دو کلمه ، یکی ساخت  بسیط وساده ،  و دیگری ساخت مرکب دارد.

 مانند : کمند و   کم اند (کم هستند)   

 

ه ) جناس مطرّف : درجناس مطرّف ،  اختلاف  در حرف رَوی است. ( حرف رَوی : به آخرین حرف اصلی قافیه ، حرف رَوی می گویند.)  مانند : آزاد ، آزار   /   باد ، بام  /  مقام ، مقال 

 

و ) جناس خط : دراین نوع جناس ، تفاوت در نقطه ی کلمات است . مانند: درست ، درشت  /  سیر ، شیر 

 

ز ) جناس لفظ : دراین جناس ، کلمات باهم  در تلفظ یکسان هستند ولی املای متفاوتی دارند . مانند : خار ، خوار /  قریب ، غریب  خاست ، خواست     /  فترت (جدایی ) ، فطرت    /  فِراق ، فَراغ   / ارز، ارض، عرض 

 

ح ) جناس اشتقاق  : دراین جناس ممکن است کلمات هم ریشه باشند مانند : رسول ، رسیل ، ارسال، که هرسه از رَسَلَ مشتق شده اند.

 

*** گاهی ممکن است ، دو واژه شبیه هم باشند؛ به طوری که فکر کنیم از یک ریشه باشند ؛ که به آن جناس شبه اشتقاق می گویند مانند : کمان ، کمین   از یک ریشه نیستند ولی ما تصور می کنیم که  هم ریشه اند. 

 

ط ) جناس قلب یا مقلوب  :  این جناس را کمتر به عنوان جناس  مطرح می کنند. اما از توابع جناس است.در این صورت قلب ، جا به جا شدن حروف یک کلمه است.  مثل  : سُبحان  ، سَحبان  ؛ که دراین مثال حروف «ح» و «ب» جابه جا شده اند.  

*** گاهی اوقات ، قلب به طور کامل اتفاق می افتد. مانند : راز ، زار  که دراین مثال کلمه ، کاملا وارونه شده است.

و مثال هایی دیگر : درز ، زرد  /   جنگ ، گنج   /   ریش ، شیر    


ترصیع

آن است كه كلمات مصراعی با مصراع دیگر یا جمله ای با جمله ی دیگر ، در وزن (هجا یا بخش ) و حروف پایانی یكسان باشد( تقابل سجع های متوازی ). غیر از واژگان تكراری بقیه كلمات با هم سجع متوازی باشند.

مثال 1 :         ای منــوّر بـه تـو نجـوم جـلال         وی مقـرّر بـه تـو رسـوم كمـال

ای= وی    /  منور = مقرر / نجوم = رسوم  / جلال = كمال

برای مثال كلمه های منوّر و مقرّر دارای وزن یكسان ( سه هجا : م+ نو+ ور  /  م+ قر + رر ) و حرف پایانی یكسان ( ر ) می باشند . پس سجع متوازی اند و قرار گرفتن سجع های متوازی در برابر هم آرایه ی ترصیع ایجاد می كنند .

مثال 2  :   ای كریمی كه بخشنده ی عطایی و ای حكیمی كه پوشنده ی خطایی

كریمی = حكیمی  / بخشنده = پوشنده / عطایی = خطایی

سوال : در بیت زیر چگونگی شكل گیری آرایه ی ترصیع را نشان دهید .

برگ بی برگی بود ما را نوال                   مرگ بی مرگی بود ما را حلال

موازنه :

تقابل سجع های متوازن ( یكسانی كلمه های دو مصراع یا دو جمله در وزن ) یا انواع سجع در برابر هم است .

مثال 1 : الهی ، جان ما را صفای خود ده و دل ما را هوای خود ده .

جان ، دل  = سجع متوازن  /  صفا ،هوا = سجع متوازی /   كاربرد دو سجع متوازن و متوازی در كنار هم آرایه ی موازنه ایجاد كرد .


تلمیح

 تلمیح در لغت یعنی به گوشه ی چشم اشاره كردن و در اصطلاح آن است كه گوینده در ضمن كلام خویش  به آیه ، حدیث ، داستان ، واقعه ی تاریخی ، اسطوره و افسانه  اشاره داشته باشد . به عبارت دیگر اگر با شنیدن یا دیدن بیت یا عبارتی ، داستان ، آیه و حدیث ، واقعه ای تاریخی و اساطیری را به یاد آوریم آرایه تلمیح حاصل می گردد . 

مثال1 : ما قصّه ی سكندر و  دارا نخوانده ایم             از ما به جز حكایت مهر و وفا مپرس

توضیح : شاعر  در مصراع اول با آوردن دو نام اسكندر و دارا به ماجراهای نبرد اسكندرمقدونی و داریوش سوم پادشاه هخامنشی اشاره دارد و در مصرع دوم « مهر و وفا » بیش تر یاد آور عشق و دوستی است اما نام داستانی نیز بوده است. داستانی عاشقانه كه قهرمانانش « مهر » و « وفا » نام داشته اند .

مثال2 :      آسمـان بار امانت نتوانست كشید           قـرعه ی فـال به نـام من دیوانه زدند

توضیح : اشاره به آیه ی « انا عرضنا الامانه علی السموات و الارض ... . »

مثال 3 :  مهر او بلانشینان را كشتی نوح است .

توضیح : عبارت به داستان كشتی حضرت نوح اشاره دارد .

نكته 1 :در آرایه ی تلمیح تنها با ذكر یك واژه  می توان به داستان ، آیه ، حدیث و رویدادی پی برد.

نكته 2 : اگر عبارتی به معنی و مضمون كلّی آیه یا حدیثی اشاره كند آرایه ی تلمیح است .

مثال : خوردست خدا ز روی تعظیم            سوگند به روی همچو ماهت

این بیت اشاره به آیه ی « لعمرك انّهم لفی سكرتهم یعمهون» دارد ؛یعنی ، به جان تو سوگند كه آنان در مستی خود سرگردانند .

 مثال دیگر : در معركه ی قلوب مجاهدان خدا ، آرامشی كه حاصل ایمان است ، حكومت دارد .

عبارت اشاره دارد به : الا بذكرالله تطمئنّ القلوب : دلها با نام خدا آرامش می گیرد

نكته3 : گاهی در آرایه ی تلمیح ، آرایه ی مراعات نظیر هم به كار می رود . 

مثال :    بیستون بر سر راه است ، مباد از شیرین         خبـری گفتـه و غمگیـن دل فرهاد كنید

بیستون ، شیرین ، فرهاد  : تلمیح و مراعات نظیر

نكته 4 : لازمه ی آگاهی و بهره مندی از تلمیح ، آگاهی داشتن  از  دانسته ای است كه شاعر یا نویسنده به آن اشاره می كند .

تضمین

     آن است كه شاعر یا نویسنده در میان كلام ( شعر یا نثر ) خود آیه ، حدیث ، مصراع یا بیتی را از شاعر دیگر عیناً بیاورد .

نكته : اگر بیت یا مصراعی از شاعر دیگر به عنوان تضمین بیاورد معمولاً نام آن شاعر به گونه ای ذكر می شود .

نكته : معمولاً مصراع یا بیت تضمین شده داخل گیومه قرار می گیرد .

هدف از تضمین :   

1- اعتبار بخشیدن به سخن     

2- خلاصه كردن مفاهیم گسترده و طولانی

3-  ضمانت برای اثبات ادعا

مثال1 : 

      چـه زنـم چو نـای هـردم زنـوای سـاز او دم        كه لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

      « همه شب در این امیدم كه نسیم صبحگاهی        بـه پیـام آشنـایی بنـوازد ایـن نـوا را »

توضیح : بیت دوم این شعر را شهریار از حافظ تضمین كرده است .

مثال 2 :

چه خوش گفت فردوسی پاكزاد                     كه رحمت بر آن تربت پاك باد

« میازار موری كه دانه كش است                   كه جان دارد و جان شیرین خوش است »

توضیح : بیت دوم شعر را سعدی از فردوسی تضمین كرده است .

مثال3 :

عاكفان كعبه ی جلالش به تقصیر عبادت معترف كه : ما عبدناك حقّ عبادتك

توضیح : سعدی در كلامش حدیث « ما عبدناك حقّ عبادتك » را به طور كامل ذكر كرده است .پس عبارت آرایه ی تضمین دارد نه تلمیح .



آرایه کنایه : یعنی بیان کردن نشانه یک چیز و اراده کردن خود آن چیز که از طریق

معنی آن صورت می گیرد و معمولاً بین معنی ظاهری و معنی باطنی باید معنی

باطنی و دور آن را در نظر گرفت .

مثال 1 :

نرفتم به محرومی از هیچ کوی                            چرا از در حق شوم زرد روی

زرد روی = کنایه از شرمنده شدن و بی نصیب ماندن است که نشانه را به جای

خود آن بیان کرده است


ایهام:

ایهام آوردن واژه‌ای است با حداقل دو معنی که یکی نزدیک به ذهن و دیگری دور از ذهن باشد. مقصود شاعر گاه معنی دور و گاه هر دو معنی است. در ایهام، واژه یا عبارت به گونه‌ای است که ذهن بر سر دوراهی قرار می‌گیرد و نمی‌تواند در یک لحظه یکی از دو معنی را انتخاب کند.

چنان سایه گسترد بر عالمی         که زالی نیندیشد از رستمی
در بیت بالا منظور سعدی از «زال» نه پدر رستم بلکه «پیرزن سفیدموی» است اما با «رستم» ایهام تناسب ساخته‌است.


تضاد:

تضاد سه قسم دارد

اول : تضاد معمولی

دوم : تضاد تناقض

سوم : تضاد حسامیزی


 اول : تضاد معمولی

آوردن دو لغت با معانی مختلف برای روشنگری، زیبایی و لطافت

نمونه :

شادی ندارد ان که ندارد به دل غمی

آن را که نیست عالم غم نیست آدمی

استاد همایی

نمونه :

از تهی سرشار، جویبار لحظه ها جاری است،

چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب و اندر آب بیند سنگ

دوستان و دشمنان را می شناسم من، زندگی را دوست می دارم، مرگ را دشمن          

اخوان ثالث

نمونه :

چه دیر عهد بسته ای، چه زود هم گسسته ای

تو رفته ای ، ز رفتنت دل مرا شکسته ای

هاجر کریمیان (شاعره ی جوان ـ اصفهان)

 

 دوم : تضاد تناقض (Paradox)

در این نمونه یک کلمه باعث نقض و رد کلمه دیگر می شود

 

نمونه :

هرگز وجود حاضر غایب شنیده ای

من در میان جمع و دلم جای دیگر است

سعدی

نمونه :

مثال عشق پیدایی و پنهان

ندیدم همچو تو پیدا و پنهان

مولوی

نمونه :

دولت فقر، خدایا به من ارزانی دار

کاین کرامت سبب حشمت و تمکین من است

حافظ

 توضیح : دولت در این بیت به معنی ثروت است

نمونه :

چنین نقل دارم ز مردان راه

فقیران منعم، گدایان شاه

سعدی

 سوم : تضاد حسامیزی

آمیختن دو یا چند حس مثل شنوایی، بینایی، بویایی و لامسه را با هم حسامیزی گویند که استاد شفیعی کدکنی برای این صنعت انتخاب کرده است.

نمونه :

بوی بهبود ز اوضاع جهان می شنوم

شادی آورد گل و باد صبا شاد آمدحافظ




Can better posture make you taller?
پنجشنبه 1396/06/16 02:56
Have you ever considered publishing an e-book or guest authoring on other
sites? I have a blog based upon on the same topics you discuss and would really like to have you share some
stories/information. I know my viewers would enjoy your work.

If you are even remotely interested, feel free to shoot me an e-mail.
How do you treat a sore Achilles tendon?
دوشنبه 1396/05/30 11:33
Have you ever thought about publishing an e-book or guest authoring on other websites?

I have a blog based upon on the same ideas you discuss
and would really like to have you share some stories/information. I know my visitors would
appreciate your work. If you're even remotely interested, feel
free to send me an e-mail.
https://vergiewraspir.wordpress.com/2015/01/03/symptoms-of-severs-disease-and-child-heel-pain/?sh...
یکشنبه 1396/04/4 23:32
Hey very nice web site!! Man .. Beautiful .. Amazing ..

I'll bookmark your blog and take the feeds also?
I'm glad to find a lot of helpful information right here in the put
up, we'd like develop extra techniques in this regard, thank you for sharing.
. . . . .
synonymousparis66.soup.io
سه شنبه 1396/03/2 09:31
I'm really enjoying the theme/design of your web
site. Do you ever run into any internet browser compatibility problems?

A few of my blog visitors have complained about my blog
not working correctly in Explorer but looks great in Opera.
Do you have any suggestions to help fix this problem?
BHW
جمعه 1396/01/25 11:00
You can certainly see your enthusiasm within the article you write.

The world hopes for more passionate writers such as you who are not afraid to
mention how they believe. Always follow your heart.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر