چهارشنبه 1393/04/11

صنایع ادبی2

   نوشته شده توسط: محمد امین تورنگ    نوع مطلب :دستورات و قواعد ادبیات پارسی ،

مراعات نظیر(تناسب)

آوردن واژه هایی از یک مجموعه است که با هم تناسب دارند .

مثال:

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند          تاتوانی به کف آری و به غفلت نخوری


واج آرایی:

در این آرایه حرف یا حروفی تکرار می شود و موسیقای کلام را زیباتر و بیشتر می کند.

مثال یک:

رشته ی تسبیح اگر بگسست معذورم بدار  

دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود         (حافظ)


تکرار:

تکرار یک یا چندحرف ویاکلمه درسخن وشعرکه باعث زیبایی وتاثیر گذاری سخن نوشته شود. که معمولاازاین آرایه درشعربیشتر استفاده می شود.

مثال:

خیال خال توباخود به خاک خواهم برد                         که تازخال توخاکم شود عبیر آمیز


تصدیر:

تکرار واژه ی آغازین بیت را در پایان آن آرایه ی تصدیر گویند.مانند بیت بالا که واژه ی «رفت» در آغاز و پایان بیت تکرار شده است .

رفت و از گریه ی طوفانیم اندیشه نکرد           

چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت ...


لف و نشر:

آوردن دو یا چند واژه  در بخشی از کلام که توضیح ان ها در بخش دیگر آمده است.گوینده ابتدا دو یا چند چیز را سربسته و پیچیده (=لف) به دنبال هم می اورد و سپس وابسته هایشان را به همان ترتیب یا بدون ترتیب ذکر می کند:

به روز نبـــــــــرد آن یل ارجـــمند             به شمشیر   و خنجر  به گرز    و کمند

                                                            الف            ب           ج            د

برید و درید و شکست و ببست           یلان را سر و   سینه و   پا و    دست      (فردوسی)

الف      ب           ج          د                        الف       ب        ج          د


آرایه حس آمیزی:

اگرشاعریانویسنده ای کاردویاچندحس ازحواس پنج گانه راباهم درآمیزدیابه یکدیگر ربط دهد می توان گفت که این عبارت حس آمیزی دارد.مثلادرعبارت :خبرتلخی بود.خبرمربوط به حس شنوایی وتلخ مربوط به حس چشاییاست که دراین عبارت کوچک درهم آمیخته اند


 اغراق (مبالغه، غلو) :

 هنگامی است که شاعر یا نویسنده ای صفتی را در فرد یا پدیده ای برجسته کند که مطابق عرف و عادت جاری پذیرفته نیست و درعالم واقع امکان دست یابی به آن صفت وجود ندارد. مانند: بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران /  كز سنگ ناله خیزد وقت وداع یاران
مانند ابر بهار گریستن و گریه ی درد آلودی که حتا سنگ را هم به ناله وا می دارد، بیانی آمیخته به اغراق است
هر شبنمی در این ره، صد بحر آتشین است / دردا كه این معما شرح و بیان ندارد
قطره ی ناچیز شبنم را در راه عشق، صد دریای آتشین تصّور کردن بیانی اغراق آمیز است  فردوسی می گوید: 
که گفتت برو دست رستم ببند /  نبندد مرا دست، چرخ  بلند ز سمّ ستوران درآن پهن دشت / زمین شش شد و آسمان گشت هشت 
خروش آمد از باره ی هر دو مرد /  تو گفتی  بدرّید دشت نبرد
بر آن گونه رفتند هر دو به رزم /  تو گفتی که اندر جهان نیست بزم 
شود کوه آهن چو دریای آب /  اگر بشنود نام افراسیاب 
اغراق، مناسب ترین ابزار برای آفریدن صحنه های حماسی است.   


تمثیل:

آن است که شاعر یا نویسنده به تناسب سخـن خـویش ، حکایـت ، داستـان یا نمونه و مثالی را ذکر می کند تا از این طریق ، مفاهیم و نظریات خود را به خواننده یا شنونده منتقل نماید و آنچه در این میان مهم است نتیجه ی تمثیل می باشد که می تواند سرمشقی برای موارد متفاوت باشد .

* در این داستان ها و حکایات ( تمثیل ها ) هر یک از حیوانات یا اشیا و جمادات نماد و نشانه ی چیزی هستند .


اسلوب معادله:

آرایه ادبی« اسلوب معادله»که بیشتر در شعر سبک هندی به کار رفته است یکی از زیباترین آرایه ها است. شعری است که ابتدا شاعر یک مفهوم یا مقصود خاصی را در یک مصراع می آورد سپس برای توضیح بیشتر آن، یک تمثیل یا ضرب المثل را در مصراع دیگر می آورد تا مفهوم بیت برای خواننده ساده و قابل فهم شود.  به ظاهر هیچ ارتباط معنایی بین دو مصراع نیست. و می توان جای دو مصراع را عوض کرد، یا بین دو مصراع علامت(=) گذاشت، یا عبارت(همانطوریکه ) آورد چنانچه این عبارت یا علامت مساوی بین دو مصراع برقرار شودآرایه ی « اسلوب معادله» می باشد. معروفترین شاعر اسلوب معادله«صائب تبریزی» است. «بیدل هندی» نیز این آرایه را به کار برده است


حسن تعلیل:

«تعلیل در لغت به معنی علت آوردن است و حسن تعلیل در اصطلاح بدیع آن است كه گوینده برای استدلال، امری غیر حقیقی اما نزدیك به موضوع را بیان كند»
توضیح مطالب آن كه، نویسنده در این راستا سعی كند برای صفتی یا مطلبی یا امری كه در سخن خود بیان كرده است،‌ علتی را ذكر كند، كه علت او با آن مطالب مناسبت لطیف و ادیبانه داشته باشد. بیشتر ادبا شرط كرده‌‌اند كه این علت باید ادعایی باشد نه حقیقی؛ و زیبایی حسن تعلیل نیز در همین امر است؛ مثلاً امیر معزی گفته است:
آن زلف مشك‌بار بر آن روی چون بهار
گر كوته است كوتهی از وی عجب مدار
شب در بهار، روی نهد سوی كوتهی
وان زلف چون شب آمد و آن روی چون بهار




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات